تکست های جدید خنده دار خانوادگی

تکست های جدید خنده دار خانوادگی

تکست های جدید خنده دار خانوادگی

‏داشتم از در خونه میرفتم بیرون و بابام داشت میومد تو. خم شدم بند کفشم رو ببندم فندکم افتاد زمین. برگشت گفت چرا آخه سیگار میکشی؟! تازه تو این شرایط و کرونا و فلان
گفتم نه بابا سیگار کی میکشه الان.
دولا شدم فندک رو بردارم سیگارمم از جیبم افتاد بیرون!

چطوری اسم بچه رو میذارید منوچهر؟ اصلاً چطور یه بچه ۴ ساله میتونه منوچهر باشه؟
فقط یه بنگاهی ۵۰ ساله که جلوی موهاش ریخته و همیشه دوتا دکمه بالای پیرهنش رو باز میذاره و خانم بازی میکنه، ساعت طلا می‌بنده حق داره منوچهر باشه.

شما یادتون نمیاد یه زمان میخاستیم واسه هم عکس و آهنگ بفرستیم گوشیامونو میچسبوندیم بهم مادون قرمز میکردیم

‏بابام میگه:
اگه ما اشرف مخلوقات هستیم پس ببین بقیه مخلوقات چقدر داغونن و باگ دارن
و من از جواب دادن درمیمانم

عکس نوشته های لوس و فانتزی دخترونه

‏در حیاطو داشتم رنگ میزدم. سطل رنگ از رو چهارپایه افتاد روم لباسم قرمز شد. تیشرتمو درآوردم دادم به بابام گفتم برو اینو بنداز سطل آشغال و از خونه برام لباس بیار.
رفت داخل داد زد خانوم مسعودو گرگ خورد. اینم لباس خونیش

من بچه بودم شب ادراری نداشتم ولی مادربزرگم یه لالایی می‌خوند که مجبور میشدم بشاشم به خودم. اولش اینجوری بود: لالا لالا لولو اومد

یبار داشتم رفیقمو دلداری میدادم گفتم بیخیال داداش دخترا به انسانیت و مردونگی بیشتر اهمیت میدن تا به تیپ و قیافه، گفت اگه اونجوری باشه که ریدم، یادم افتاد دوست دختر سابقش بعد چهار سال هنوز نتونسته ۱۰ میلیون طلبشو ازش بگیره

ازدواج خیلی عجیبه‌ها…
فکر کنید مثلا وقتی بحث و دعوا پیش بیاد
بجای اینکه خیلی راحت بگید بای‌فور اِور
و بعدش با دوستاتون برید شام بخورید،
باید برید تو اتاق و فکر کنید شام قرمه سبزی بپزید یا لازانیا
که دلخوری از بین بره!!

دنیا برای من اونجایی تموم شد که داشتیم با بابام گوسفند میبردیم ویلا
پلیس جلومون گرفت،پیاده شد گفتم جناب سروان کمربند که بسته ام،سرعتمم که بالا نبود چرا مارو نگهداشتید
گفت حمل حیوان با ماشین ممنوعه
بابام برگشت گفت کدوم حیوان منظورتونه

یادمه یه بار داشتم از جیب بابام یواشکی پول برمیداشتم دید بهم گفت اونجوری برندار شلوارو بیار خودم بهت بدم
شلوارو بردم سمتش تا دستش بهم رسید گرفت عین سگ کتکم‌زد گفت من حال نداشتم بیام بگیرمت مرسی که خودت اومدی

حتی منی که هنوز سربازی نرفتمم ی شب زدم زیر گوش فرمانده
ولی نمیدونم چرا از فردا شبش بابام بیرونم کرد نداشت بخوابم

‏خدايا بابتِ آفريدنِ مادرها ممنون
ولى كاش اون آپشنى كه “تو جمع يه چيزى آروم تو گوششون مى گى،بلند جوابتو ميدن” رو بهشون نمى دادى

به نظرم هر کی موقع اسم و فامیل بازی کردن غذا رو نوشت “سوپ”، کلا اون مرحله هیچ امتیازی نباید بگیره

‏استدلال بابای من برا نخوردن پیتزا اینه که پنیر داره و چربی خونش میره بالا، فقط نمیدونم چرا وقتی داره کله پاچه یا ته دیگ میخوره این چربی خون بالا نمیره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.